اخبار برگزیده:
  1. نوشته هایی با برچسب یاسر قنبرلو
کاش دنیا همان دوروزی بود که تو در رشت گریه می کردی

کاش دنیا همان دوروزی بود که تو در رشت گریه می کردی هیچ فرقی ندشات دلتنگی رفت وبرگشت گریه می کردی یاسر قنبرلو  

من از آن روز که قومم به شب آلوده شود/ و خدا حکم به طوفان نکند می ترسم

میدونی چرا مرتضی همیشه با خوشحالی از بدبختیای مردم حرف میزنه؟ میخواد ما فکر کنیم خیلی هم بدبخت نیستیم! ابدویک روز

بی اذن دخول آمده ام … عاطل و باطل …/  ما کوردلان را چه به آداب زیارت

بی هیچ سوالی و جوابی بغلم کن خسته تر از آنم که بگویم به چه علّت … یاسر قنبرلو