اخبار برگزیده:
  1. نوشته هایی با برچسب شعرگرافی
سختی ولی سنجیدنت را دوست دارم

سختے ولے سنجیدنت را دوست دارم فلسفہ اے، فهمیدنت را دوست دارم مغرور وسنگینے ولے با لحن شیرین من را “شما” نامیدنت را دوست دارم .. سعیدشیربندے

نرو قرار حیدر/ بمان کنار حیدر

مرد که گریه می کنه کوه که غصه میخوره…

احساس سوختن به تماشا نمی شود

«برجی نشست و قامت تهران خمیده شد اسباب غم، دوباره سر سفره چیده شد فریاد آتش است، به هر جا که می روی چندین فرشته بین مه و دود دیده شد!» جانم به لب رسیده و برگشته در تنم، مُجری که ذره ذره بخواند نوشته را: «چنگال پیر و سنگی این برج، همچنان محکم گرفته […]

گل نسبتی ندارد با روی دلفریبت / تو در میان گل‌ها چون گل میان خاری

چون است حال بستان ای باد نوبهاری کز بلبلان برآمد فریاد بی‌قراری ای گنج نوشدارو با خستگان نگه کن مرهم به دست و ما را مجروح می‌گذاری یا خلوتی برآور یا برقعی فروهل ور نه به شکل شیرین شور از جهان برآری هر ساعت از لطیفی رویت عرق برآرد چون بر شکوفه آید باران نوبهاری […]

زندگی زنانه ای دارم  / چین به چین دامنم پر از درده…

زندگی زنانه ای دارم …!!! چین به چین دامنم پر از درده… زندگی زنانه زیبا نیست..! درده که آدمارو زن کرده..!

شیر هرگز سر نمی کوبد به دیوار حصار / من همان دیوانه دیروزم اما بردبار

شیر هرگز سر نمی کوبد به دیوار حصار من همان دیوانه دیروزم اما بردبار

کاش دنیا همان دوروزی بود که تو در رشت گریه می کردی

کاش دنیا همان دوروزی بود که تو در رشت گریه می کردی هیچ فرقی ندشات دلتنگی رفت وبرگشت گریه می کردی یاسر قنبرلو  

ما هر دو از قبیله‌ی دردیم/ چیزی به هم اضافه نکردیم

بهتر که سهمِ خاطره باشی…طوفانِ پشتِ پنجره باشی ما هر دو از قبیله‌ی دردیم..چیزی به هم اضافه نکردیم