گروه: یادداشت
تاریخ: ۹:۲۷ :: ۱۳۹۵/۱۱/۰۳
یادداشت مدیر مسئول؛ اینجا “جهان سوم” است

بهاره مقدم، مدیر مسئول پایگاه تحلیلی خبری تاثیر درباره ی حادثه ی پلاسکو و واکنش های مردم در فضای مجازی نسبت به این رویداد، نوشت: یک نفر نوشته: “جهان سوم جایی است که دولتمردانش بیت المال را خرج سوریه و فلسطین می کنند اما خرج خرید تجهیزات آتش نشانی نه!” اتفاقا من نه با همه […]

بهاره مقدم، مدیر مسئول پایگاه تحلیلی خبری تاثیر درباره ی حادثه ی پلاسکو و واکنش های مردم در فضای مجازی نسبت به این رویداد، نوشت:
یک نفر نوشته:
“جهان سوم جایی است
که دولتمردانش بیت المال را خرج سوریه و فلسطین می کنند
اما خرج خرید تجهیزات آتش نشانی نه!”
اتفاقا من نه با همه این متن،
اما با بخشی از آن به شدت موافقم
این جا جهان سوم است؛
همان جایی که مردمش با هر سطحی از سواد
به خود اجازه می دهند در هر سطحی از مدیریت مملکت وارد شوند و ایراد بگیرند،
بی راهکار؛
این جا جهان سوم است؛
که سه برابر جمعیتش گوشی هوشمند در حال استفاده است و هر نفری دست کم سه یا چهار خط تلفن دارد،
این جا اگر جهان سوم نبود که
با سیم کارت های ۵هزارتومانی و بسته های اینترنت هزارتومانی،
مردم از پس کوچه ها و ایرادات گاه به گاه که در همه جای دنیا رخ می دهد،
فاجعه نمی ساختند بفرستند رسانه های معاند!
این جا همان جایی است که اگر تیمت ببازد،
حاضری مشروعیت وطنت را زیر سوال ببری
که چرا دو گل اضافه تر خوردی!
این جا همان جایی است
که یادمان نداده اند تخصصمان را درباره مسائل مبتلا به جامعه زیاد کنیم
فقط بلدیم صدایمان را بلند کنیم که صدای مخالفی را نشنویم.
این جا شب و روز در نت جولان می دهند و از ۲۴ساعت شبانه روز و  ۸ساعت کار مفید در طول روز، ۴۸ ساعت را به بطالت در مجاز می گذرانند
بعد برای هم از مخترع جوان امریکایی مطلب شیر می کنند و
به حال ثروت افسانه ای فلان کارخانه دار استرالیایی غبطه می خورند!!!
این جا اتفاقا جهان سوم است؛
چون فرقی نمی کند در حادثه قطار سمنان وزیر راه مقصر باشد یا نه،
فرق نمی کند که در فاجعه پلاسکو نقش اهمال شهرداری چقدراست،
اگر اصلاح طلبی، اکنون تکلیف توست که در این وانفسا برای زدن شهردار از هیچ کوششی فروگذار نکنی و
اگر اصولگرایی یک درپوش بزرگ بر فاجعه پلاسکو بگذاری و هی حادثه قطار را زنده کنی.
انسانیت سیری چند؟
که اگر انسانیت برایمان پشیزی ارزش داشت می فهمیدیم
جان انسان،
موجودی که خداوند از روح  خود در کالبد او دمیده ارزش مند است،
و مرگ او در اثر قصورهای انسانی و ظلم های بین المللی و بلایای طبیعی،
اندوهناک؛
در منطق انسانیت
جان مردم فسطین و سوریه همان قدر ارزش دارد
که کشته شدگان پاریس،
درگذشت هزاران نفر در اثر سونامی اندونزی دردناک است و
مرگ آتش نشانان ما زیر آوار اندوهبار؛
و در منطقِ منِ مسلم،
مرگ دلاوران سرزمینم با ایمان و اعتقاد،  شهادت است و هرآن کس در هرکجای این کره خاکی برای اسلام و قرآن و در برابر ظلم و دفاع از مظلوم قیام کند، حی لایموت است.
و برای تویی که به هرآیین و مسلک دیگری معتقدی نیز
باید درگذشت انسان ها درد داشته باشد!
فرقی نمی کند کدوام وری باشی،
چپ یا راست
مسلم یا یهودی
مسیحی یا زرتشتی
باور کنید در این فاجعه اخیر
خیلی از مردم کشورهای دیگر که شانه به شانه ما گریستند و اظهار تاسف کردند
“انسان” تر از ما بودند
از مایی که یا پی طنز ساختن بی شرمانه از این فاجعه بودیم،
یا درگیر سلفی های سیاهمان با لاشه ی یک ساختمانِ به وسعت نیم قرن!
این جا جهانِ سومِ مغزهایی است که تا ابد مرغ همسایه برایشان غاز است
در مسلکِ منِ مسلمانِ ایرانی،
باید پیشرفت کرد و اولین سنگ بنای آن منم،
ارتقای علمم، تخصصم، همتم و انسانیتم
می تواند چاله های شهرم را پر کند!
تو تا ابد بنشین و خودت را دربرابر غرب و شرق بباز،
که شما آن چنانید و ما این چنین!
وقتی نه سواد کافی برای حرف زدن باشد
نه شعور کافی برای سکوت،
اجتماع چنین مغزهای یخ بسته ای می شود جهان سوم؛
نه ایرانِ ما!