گروه: یادداشت
تاریخ: ۱:۰۷ :: ۱۳۹۵/۰۷/۲۰
تا طلوع خورشید بر نیزه راهی نمانده …

  یادداشت مدیر مسئول/ بهاره مقدم – عرفه ، وقوف ، مشعر… نکند وقوف را رکود بدانیم و به معرفت کنونی مان بسنده کنیم … و حال حسین(ع) مهیای عید قربان می شود … تا طلوع خورشید بر نیزه راهی نمانده … مهیا شو، برای چله نشینی عزای بی بصیرتی کوفی مسلکان … این روزها […]

xosn22fk

 

یادداشت مدیر مسئول/ بهاره مقدم – عرفه ، وقوف ، مشعر… نکند وقوف را رکود بدانیم و به معرفت کنونی مان بسنده کنیم …

و حال حسین(ع) مهیای عید قربان می شود …

تا طلوع خورشید بر نیزه راهی نمانده …

مهیا شو، برای چله نشینی عزای بی بصیرتی کوفی مسلکان …
این روزها حسرت برگشتن به۱۴۰۰سال قبل و بر دهان کوفی مسلکان زدن بیشتر روی دلم سنگینی می کند،

این روزها نوای”یالیتنا کنامعکم”م سوز غریبی دارد،

این روزها لعنتم به آنان که امام زمان خویش را باتردیدهای احمقانه وتوجیهات نابخردانه تنها رها کردند تا پلیدان و کذابان به اسم دین بدعت بیافرینند و جولان دهند ، محکم تر شده.

این روزها در مرز عقل و جنون متحیرم و تازه می فهمم که کفر و ایمان چه به هم نزدیک است…
که چه می شود در طرفة العینی حق و باطل معاوضه می شوند و مبهوت میمانی کدام سمت متمایل شوی!
واینجاست که بصیرتی باید تامرز تمیز قرآن سرنیزه از قرآن ناطق باشد!
این روزها غربت آنانکه برحقند و نامردمان ناحقشان خواندند را بیشتر درک می کنم.
این روزها “سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم” بصیرتی ژرف می طلبد تا خودی را از بیخودی باز توان شناخت.
مولای من…
نمیدانم اگر بودم در آن روزگار

فریب گوساله سامری ابن زیاد را می خوردم …؟
در شب حماسه پشت مسلم را خالی می کردم؟

اهلم را از جهاد باز میداشتم؟
یا مردد و تسلیم لشکر کفر میشدم…
محرم که می شود دلم عجیب می گیرد،برای تمام “یاران دیروزی” که دنیا و تعلقاتش پا بندشان کرد و در همیشه تاریخ مطرودشان ساخت ، تنها به جرم سکوت ،تردید،انزوا…
سکوت و تردید و انزوایی که تا تحت بیرق دشمنشان کشاند و تا ابد مهر بی تدبیری ماند بر پیشانی شان
محرم که می شود مجالی باید برای اندیشیدن ،
و نجوای خودت با خودت،که اگر در آن روزگار می بودی ، کدام طرفی بودی؟؟؟!!!…