در پی حواشی اخیر در نشست هم اندیشی استاندار با اقشار، اصناف و فعالان فرهنگی و اجتماعی شهرستان صومعه‌سرا؛
تاریخ: ۱۲:۰۴ :: ۱۳۹۶/۱۰/۰۶
بساط حمله برچینیم و طرحی نو در اندازیم…

واقعا داستان و بساط این حملات بی‌اساس و نابخردانه به منتقدان مسئولیت این شهر را برچینیم و طرحی نو در اندازیم که قطار توسعه صومعه‌سرا مدتهاست از ریل خارج شده و مهاجرت‌های فراوانی بوجود آورده و نسل جوان در هماوردی نا متوازن سعی می‌کند غول بیکاری و افسردگی و انجماد را بر زمین زنند اما به قول لسان‌الغیب قطع این مرحله بی‌همرهی خضر نمی‌شود کرد و انتهای آن ظلماتی دهشتناک است که برای کسی قابل پیش‌بینی نیست!

مریم نیکنام | اگر در تصور نسل پس از انقلاب، پدیده انقلاب و ریشه‌های آن چیزی غیر از استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی باشد هم بر خود جفا کرده‌اند و هم بر این سرزمین.

در داعیه انقلاب عنصر «آزادی» هم هست که مورد اعتنای نگارنده این سطور می‌باشد.

«آزادی» این واژه قشنگ و مهم برای بشریت!

آزادی یعنی مسئولیت و به همین دلیل است که بیشتر مردم از آن هراس دارند و برخی از مسئولان بر دهانش لگام می زنند! تا عرض خود برده و زحمت مردم بدارند!

حال و هوای شهر ابریشم مثل حال پرنده‌ای خوش‌نوا درون قفسی پر از میله‌های نامرئی‌ست که میله‌های آهنی قفس، صدای مخملینش را خاموش کرده است. برخی‌ها پشت تریبون‌های باشکوه و پرشوکت صدارت‌شان‌، امثال و حکم آزادی را برای مردم شرح می‌دهند و به سان بلبلانی خوش‌الحان از نقد و نقدپذیری صحبت می‌کنند ولی چون به خلوت خود می‌روند آن کار دیگر می‌کنند! همان کاری که آزادی و زبان انتقادی و مسئولیت‌شناس را عنصر نامانوس و غیرخودی تعبیر می‌کند و جواب نقد و نقادی را با سناریوسازی و حذف و لمپنیسم جبران می‌کند!

آن‌ها گویا نمی‌دانند که سیاستمدارانی که تنها از راه سیاست زندگی می‌کنند، بر مردم خود تیره بختی فرو می‌آورند و بس!

حالا شاید جای سهراب سپهری خیلی در میان اهالی سیاست خالی باشد که گفت: جای مردان سیاست بنشانید درخت تا هوا تازه شود.

باید بیشتر از این‌ها می‌دانستیم که قدرت بستر مهیا سازی استبداد و خودکامگی است و چنانچه انسان فارغ از اخلاق به قدرت برسد و قدرتش مهار نشود در هر مرتبه‌ای که باشد دست به استبداد و خودکامگی می‌زند.

مگر نه اینکه امیر مومنان علی (ع) فرمود: «هر که استبداد ورزد هلاک شود»

و به تعبیر عبدالرحمن کواکبی اگر استبداد شخصی بود و می خواست حَسَب و نَسَب خویش را بیان سازد، هر آینه، می‌گفت: نام من شر است، پدرم ستمکاری، مادرم بدرفتاری، برادرم خیانت‌کاری، خواهرم درویشی، عمویم تنگ دستی، خالویم زبونی، فرزندم بینوایی، دخترم بیکاری، وطنم خرابی، و قبیله‌ام نادانی است.

واقعا داستان و بساط این حملات بی‌اساس و نابخردانه به منتقدان مسئولیت این شهر را برچینیم و طرحی نو در اندازیم که قطار توسعه صومعه‌سرا مدتهاست از ریل خارج شده و مهاجرت‌های فراوانی بوجود آورده و نسل جوان در هماوردی نا متوازن سعی می‌کند غول بیکاری و افسردگی و انجماد را بر زمین زنند اما به قول لسان‌الغیب قطع این مرحله بی‌همرهی خضر نمی‌شود کرد و انتهای آن ظلماتی دهشتناک است که برای کسی قابل پیش‌بینی نیست!

آدم‌های صالح باید قدم در راه مشارکت گذارند تا دست کسانی‌که به یاری خناسان شتافته‌اند قطع گردد! وگرنه ابریشم نازنین در آتش هولناک شیطنت آن‌ها و در بی‌خیالی (ابلوموفیسم) ما می‌سوزد و برای همیشه از ذهن تاریخ و جغرافی محو می‌شود!

* دکتری شیلات و پژوهشگر /
عضو علی‌البدل شورای اسلامی شهر صومعه‌سرا