لینک کوتاه مطلب : http://tassir.ir/?p=6968

انتقاد؛ یعنی سریال دیده شده!

زینب علیپور- با سریال «اولین شب آرامش» به کارگردانی احمد امینی شناخته شد و پس از آن در فیلم ها و سریال های بسیاری حضور پیدا کرد. تا اینکه به «ماه و پلنگ» رسید و دومین همکاری اش را با یکی از کارگردانان خوب و حرفه ای تجربه کرد.
شهروز ابراهیمی از آن دست بازیگران بی حاشیه ای است که در هر کاری که بازی می کند، توانسته یک گام جلوتر در عرصه بازیگری بردارد. او در سریال «ماه و پلنگ» نقش جوانی به نام شاهرخ را بازی می کند که وکیلی خوب و شخصیت مثبتی است و سعی دارد دوست و همکارش را از مسیر اشتباه بازدارد. از این رو بانی فیلم با او گفت و گویی در این زمینه داشته که می خوانید:
| فکر می کنم یکی از دلایلی که باعث شد در این سریال حضور پیدا کنید، حضور احمد امینی به عنوان کارگردان «ماه و پلنگ» بود که بعد از «اولین شب آرامش» دومین تجربه همکاری شما با این کارگردان است. به این دلیل که این کار هم فیلمنامه کاملی نداشت.
– بله. شاید بیش از یک دهه از نخستین باری که در خدمت ایشان بودم می گذشت و من خودم را مدیون آقای امینی می دانم. چون من به واسطه آن سریال شناخته شدم. در واقع این کار هم از طرف آقای زرین کوب که تهیه کننده بسیار با شعور و حرفه ای هستند، به من پیشنهاد شد و من با آقای امینی تماس گرفتم و گفتم باعث افتخار من است که بار دیگر با شما همکاری کنم، ولی احساس می کنم یک مقدار نقش شاهرخ در قصه کمرنگ است. اما زمانی که سر صحنه رفتم و ایشان و گروه را دیدم، بسیار ترغیب شدم که در این کار بازی کنم.
| از این انتخاب پشیمان نشدید؟
– نه. من خیلی اهل تعریف کردن نیستم، اما خیلی دوست داشتم با کارگردانی که سال ها دوستشان داشتم بار دیگر همکاری کنم و همین طور آقای زرین کوب که در کنار تهیه کننده خوب بودن، انسان شریفی هم هستند. الان هم خیلی خوشحالم که در این سریال بازی کردم. چون بازیگران شناخته شده بسیاری هم هستند که شاید در یک کار حضور کوتاهی داشته باشند، اما تاثیرگذارند.
| از آنجایی که این کار با دو گروه ساخته شده است، سکانس های شما را آقای امینی گرفتند و یا شما هم با گروه دوم کار کردید؟
– بله من هم با دو گروه کار کردم. هم با آقای امینی و هم با آقای ذیجودی. البته سکانس هایی هم به کار اضافه شد که اتفاقا من خیلی دوست داشتم. ضمن اینکه هر کاری که اتفاق افتاد، زیر نظر و با مشاوره آقای امینی بود. در نهایت اینکه این سریال گروه بسیار خوب و حرفه ای داشت و من از اینکه در این کار حضور پیدا کردم، بسیار خوشحالم. چون من معمولا دلی کار می کنم. البته ممکن است که گاهی هم به دلایل دیگری در یک کار بازی کنم. اما این سریال یکی از کارهایی بود که من واقعا از حضور در آن راضی هستم.
| با توجه به نگاه مثبتی که به سریال و عوامل و در راس آنها به کارگردان داشتید، به عنوان مخاطب چه انتقادی به کار دارید؟
– به دلیل اینکه من خودم در دل کار بودم و تعصبی که نسبت به این سریال که همه برایش زحمت کشیدند دارم، نمی توانم انتقادی به ان داشته باشم. ولی از طریق فضای مجازی و همین طور در ارتباطاتی که با مردم دارم، نظرات آنها را در این باره شنیده ام. خوشبختانه سریال دیده شده است. قطعا درباره هر اثر هنری که نمی تواند همه نظرات مثبت باشد. حتی اگر کسی انتقادی هم به کار دارد، نشان دهنده این است که سریال دیده شده است. با این حال بیشتر نظراتی که من از مخاطبان دریافت کردم، مثبت بوده است.
| خصوصیتی که در وجود همه ما نهادینه شده است، قیاس کردن است. شاید عده ای این سریال را با کارهای قبلی آقای امینی از جمله «اولین شب آرامش» که مقایسه می کنند، به این نتیجه برسند کارهای قبلی بهتر از این سریال بوده است. البته نظر من هم به عنوان مخاطب همین است. شاید دو گروه بودن کار کمی به سریال لطمه زده باشد. نظر شما در این باره چیست؟
– موافق نیستم. فکر می کنم ۸۰- ۹۰ درصد سکانس ها را آقای امینی خودشان گرفتند و آقای ذیجودی هم جزو کارگردان های خوب هستند.
| شما در هر دو کار با آقای امینی همکاری داشتید. به عنوان بازیگری که در هر دو سریال حضور داشته، احساس نمی کنید که کار قبلی سریال بهتری بود؟
– آقای مطلبی از نویسندگان خوب این عرصه هستند که نویسنده سریال پرمخاطب «ستایش» هم بودند. آقای امینی هم که جزو کارگردانان خوب و حرفه ای هستند. اما چیزی که در این زمینه وجود دارد این است که «اولین شب آرامش» را نمی توان با هیچ کار دیگری مقایسه کرد. من هم نمی توانم آن سریال را با کارهای دیگر خودم مقایسه کنم. چون شرایط فعلی تلویزیون با شرایطی که آن سریال در آن سال ها ساخته شد، متفاوت است. من همواره می گویم یک بازیگر باید در هر کاری خوب بازی کند و بدرخشد. اما اینکه در چه زمانی و در چه شرایطی در چه کاری بازی کند، مهم است. موقعیت اقتصادی و شرایط سیاسی و به طور کلی همه چیز در دیده شدن و یا نشدن یک کار تاثیر گذار است. بنابراین اگر از زاویه دیگری نگاه کنید، تجربه همه ما از «اولین شب آرامش» به مراتب بیشتر شده است. ضمن اینکه شرایط تلویزیون در آن سال ها خیلی متفاوت بود. هجوم شبکه های ماهواره ای نبود و مردم بیشتر تلویزیون تماشا می کردند. شاید گرفتاری مردم کمتر بود و مردم بیشتر برای تلویزیون دیدن، زمان می گذاشتند. فضای مجازی هم به این گستردگی نبود. البته به این اتفاق می توان نگاه مثبت هم داشت. چون تا این حد ما نمی توانستیم بازتاب کارها را ببینیم. ضمن اینکه موضوعی که «اولین شب آرامش» داشت، در زمان خود موضوع داغی بود و تا آن زمان در تلویزیون باب نشده بود. بنابراین همه این عوامل دست به دست هم می داد تا آن سریال یک اتفاق در تلویزیون باشد. تا جایی که مردم هنوز هم من را با فرزاد ملکی می شناسند. «ماه و پلنگ» هم می تواند یک اتفاق در تلویزیون باشد، اما با توجه به شرایط موجود و عواملی که ذکر شد، شاید نتوان اتفاقی مثل آن سریال را در تلویزیون رقم زد. اما باز هم از این سریال دفاع می کنم و می گویم که افراد حرفه ای بسیاری برای «ماه و پلنگ» زحمت کشیدند و برای من هم حضور در این سریال مثل کلاس درس بود. من با حضور در این سریال مقابل دوربین آقای امینی قرار گرفتم و خودم را محک زدم تا ببینم نظر آقای امینی بعد از ۱۰ سال درباره بازی من چیست و پیشرفتی داشتم یا نه.
| نظر آقای امینی در این باره چه بود؟
– خوشبختانه نظر مثبتی داشتند.
| به عنوان مخاطب این سریال فکر می کنم شاید برای برخی نقش ها باید بازیگران دیگری حضور پیدا می کردند. نظر شما در این باره چیست؟
– به هر حال بحث کستینگ سلیقه ای است و قطعا تهیه کننده و کارگردان با مشاوره یکدیگر به این کستینگ رسیده اند. اما من فکر می کنم مردم این اتفاق را در این سریال پذیرفته اند و با بازیگران و نقش هایی که بازی کرده اند، ارتباط خوبی برقرار می کنند. البته هر کاری که ساخته می شود، قطعا منتقدینی هم دارد که طبیعی است. حتی کاری را داشته ایم که اسکار گرفته است، اما همچنان عده ای از آن انتقاد می کنند. مهم این است که برای یک اثر هنری انتقاداتی وجود دارد که نشان دهنده این است که دیده شده و مورد توجه قرار گرفته است.
| در کنار کارگردان، قطعا آقای مطلبی هم جزو نویسندگان حرفه ای و پیشکسوت این عرصه هستند. اما به نظر شما مخاطب جوان امروز می تواند با فیلمنامه و قصه این سریال ارتباط برقرار کند؟
– من که شخصا قلم آقای مطلبی را دوست دارم. من سریال «ستایش» را هم دوست داشتم و دنبال کردم. اما شاید برای قضاوت کمی زود باشد. چون در قسمت های آینده به عنوان مخاطب غافلگیر می شوید و داستان جذاب تر می شود. به هر حال آقای مطلبی به دلیل تجربه ای که دارند، با شناخت و آگاهی که داشتند این مجموعه را نوشته اند.
| البته با بخشی از آن موافقم. اینکه در سریال های تلویزیونی خیلی نمی توان به عشق و دوست داشتن پرداخت. اما ما در این سریال عشق هایی را می بینیم که پایدار و ماندگار است و مانند دوست داشتن های امروزی گذرا نیست.
– پس این می تواند اتفاق مثبتی در تلویزیون باشد و آقایان زرین کوب، امینی و مطلبی به عنوان سه قطب مهم این سریال با این کار به نوعی فرهنگ سازی کرده اند. بنابراین از زوایای دیگر هم می توان به این سریال نگاه کرد. ضمن اینکه من معتقدم اگر کار خوب در تلویزیون ساخته شود، مردم ترجیح می دهند به جای سریال های ماهواره، در کنار خانواده سریال های خودمان را ببینند. با مرور زمان هم می توان با این روند کاری کرد که مردم تلویزیون و سریال های خودمان را در اولویت قرار دهند. در نهایت اینکه من این کار را دوست دارم و خوشحالم که در آن بازی کردم. امیدوارم مردم هم تا پایان کار را دوست داشته باشند و از این طریق به همه عوامل خسته نباشید می گویم که همگی پر تلاش برای ساخت این سریال بی وقفه کار کردند./بانی فیلم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *