لینک کوتاه مطلب : http://tassir.ir/?p=7442

آیا منافع تیم ملی قدرتمند و یک پرسپولیس مدعی با هم در تضاد است؟

برخلاف اغلب اوقات که مشکل فوتبال ایران با خارجی های استخدام شده اش، عدم کیفیت و تعهد آنها به سختکوشی آنهاست ، این بار موضوع کاملا برعکس شده است و فوتبال ایران با معضلی بنام جاه طلبی و انگیزه فوق العاده دو سرمربی باکیفیت دست و پنجه نرم می کند.
اولی به واسطه ساختن تیمی مستحکم و غیرقابل شکست در بیش از ۳۰ دیدار رسمی اخیر و نشاندن ایران در صدر رنکینگ فوتبال آسیا و همچنین صدرنشینی در گروه اول گزینشی جام جهانی به محبوبیتی خیره کننده دست یافته که میلیون ها ایرانی را به کاردانی و تخصص خود مطمئن ساخته است.
دومی نیز با درهم ریختن نابسامانی های یک دهه اخیر پرسپولیس، دهها میلیون هوادار سینه چاک این تیم را پس از سالها به فوتبالی هجومی مهمان کرده که جایی جز رده های اول و دوم لیگ ایران نمی بیند و تن همه حریفانش را می لرزاند. با اوست که سرخ ها اعتبار ازدست رفته خود را بازیافته اند و اسب قهرمانی زین کرده اند.
از طرفی کی روش حرفه ای می خواهد تیم ملی قدرتمندی از نسل جدید فوتبال ایران بسازد که در کوران رقابت های انتخابی جام جهانی، غیر از کنار زدن همه حریفان آسیایی اش برای نخستین بار صعود پیاپی به جام جهانی را تجربه کند و در روسیه ۲۰۱۸ هم بتواند به رویای صعود از مرحله گروهی جامه عمل بپوشاند و از سویی دیگر برانکوی پرکار و جنتلمن در سر سودای قهرمان کردن پرسپولیس بعد از ۱۰ سال را می پروراند تا در ادامه بتواند بالاخره قرمزها را به فینال بزرگترین رویداد باشگاهی قاره هم برساند.
توفیق هر دو چهره می تواند فوتبال ایران را صاحب دستاوردی شیرین کند که مدتهاست انتظارش را می کشند اما آیا نمی شود این پیروزی ها را با رعایت حقوق و منافع یکدیگر به دست آورد؟ آیا لزوما منافع تیم ملی و پرسپولیس باید با یکدیگر در تضاد باشد؟ اگر پاسخ منفی است که حتما نیز چنین است، چه کسی وظیفه دارد این کلاف گره خورده را از هم باز کند و جلوی یک فاجعه در فوتبال مملکت را بگیرد؟
جواب، روشن و در دسترس است؛ متولی فوتبال کشور یعنی فدراسیون فوتبال و در راس آن مهدی تاج رییس انتخاب شده در مجمع!
اما با تاسف باید گفت در این ۴۸ ساعت اخیر از همه اهالی فوتبال صدایی درآمده به جز این اصفهانی که معمولا در چنین مواردی سیاست سکوت در پیش می گیرد! و حرف نزدن او اوضاع را بدتر می کند.
تاج سعی می کند با صدور بیانیه در شرایط مشابه این و مصاحبه اطرافیانش از عابدینی و ساکت گرفته تا مدیرروابط عمومی، مواضعش را غیرمستقیم مطرح کند تا شاید در صورت لزوم به تغییر جهت، فضای لازم برای چرخش را داشته باشد.
هنوز مشخص نیست که نقش تاج در تندتر شدن لحن این دو مربی علیه هم چیست اما تا وقتی فدراسیون فوتبال به جای پاسخ منطقی و عقل پسند به منتقدان، از موضع قدرت و البته تهدید تکراری به پیگیری در محاکم قضایی (!) استفاده می کند، نباید منتظر حل معضلات و مشکلات هرچند کوچک فوتبال در اتاق های دربسته قبل از رسیدن آنها به مرز جنجال بود.
نه برانکو آدمی است که انتقادهایش به سبک اشخاصی مثل مایلی کهن، ریشه کی روش را نشانه گرفته باشد و نه کی روش از یک پرسپولیس آماده که به موتور تامین بازیکن باکیفیت برای تیم ملی تبدیل شده، بدش بیاید.
مشکل بین این دو مربی، با پرهیز از جانبداری به سود یکطرف و با بازتعریف وظایف و اختیارات هریک قابل حل است. ولی اگر همین وظیفه ساده مدیریت، نادیده انگاشته شود همین آتش می تواند خرمن فوتبال ایران را در آستانه چند رویداد مهم پیش رو به خاکستر بدل کند. آتشی که بیانیه های یکطرفه باشگاه پرسپولیس نیز بادی برای توسعه آن خواهد بود.
فراموش نکنیم که فوتبال باشگاهی ما در آستانه از دست دادن دو سهمیه خود در فصل آتی لیگ قهرمانان آسیاست و از یاد نبریم که حریفان تا دندان مسلح تیم ملی، برای دور برگشت مقدماتی جام جهانی نقشه ها کشیده اند تا شاگردان مقتدر کی روش را به زیر بکشند.
مجید کوهستانی/تابناک

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *